تبليغاتX
کوروش بزرگ و آیین زرتشت - خلیج فارس

 

جزاير سه‌گانه و مالكيت سه‌هزار ساله

درياي پارس و جزاير آن، از جمله بوموسي در روزگار ايلاميان (عيلاميان)، به ويژه در زمان سلطنت «سُليك» ابن شوشيناك (1151ـ1165 ق.م) تحت تسلط اين سلسله بود.
دولت ماد در روزگار هُوَخشَتَر، به اوج عظمت و قدرت رسيد و حدود آن از جنوب به كرانه‌هاي جنوبي درياي پارس امتداد پيدا كرد. جزيره بوموسي با ديگر جزاير خليج فارس در اين دوره، ابتدا جزو يكي از ايالت‌هاي جنوب غربي و سپس جزو ساتراپ (استان) چهاردهم دولت ماد به نام «درنگيانه» و بخشي از كرمان بود.
اما به دلايلي مبهم، شايد دوري مركز حكومت از آب‌هاي جنوب يا جنگ و نزاع‌هاي دايمي، فرصت بهره‌مندي از درياي جنوب را پيدا نكردند. پارس‌ها ابتدا در بخش‌هاي جنوبي ايران سكونت برگزيدند و اولين امپراتوري ايراني را پايه‌ريزي كردند و نخستين حكومتي كه به طور مشخص به آب‌هاي جنوب ايران توجه خاص مبذول داشت، آن را «درياي پارس» ناميدند.
قلمرو حكومت سلسله هخامنشيان در زمان پادشاهي كوروش، رو به گسترش بود و بعدها در زمان پادشاهي داريوش، تمام آب‌هاي جنوب (درياي پارس) را در بر گرفت. در اين روزگار، جزاير درياي پارس، از جمله جزيره بوموسي به موجب بندهاي ستون اول كتيبه بيستون، جزو استان پارس بوده است.
در آن هنگام كه سوداي تسخير سرزمين هند و كناره‌هاي رود نيل در شمال آفريقا، داريوش را روانه يك سفر بزرگ دريايي كرد و حفر ترعه‌ سوئز نتيجه آن بود، «هرودوت»، مورخ مشهور مي‌نويسد: «هيئت فرستادگان داريوش از رود سند سرازير شده و سواحل مكران و ساحل امروزي در درياي عمان را پيموده، به خليج فارس آمدند و از آنجا از سواحل عربستان گذشته و از «باب‌المندب» وارد درياي سرخ شدند و سپس با حفر ترعه‌اي به درياي مديترانه راه يافتند. هنوز پس از گذشت چند هزار سال، همچنان كتيبه داريوش در كانال سوئز به عنوان يادگار دوران اقتدار دريايي امپراتوري ايراني خودنمايي مي‌كند.
در آن دوره، ارتباطات دريايي با اقتدار امپراتوري ايراني گسترش يافت و جزاير «هرمز» و «خارك» و ديگر جزاير خليج فارس، دوران رونق و رشد خود را آغاز كردند و به عنوان منزلگاه‌هاي مهم دريايي شناخته شدند. مقارن همين ايام در سواحل جنوبي درياي پارس، اقوام بيابانگردي از نژاد سامي در سراسر شبه‌جزيره خشك و سوزان عربستان پراكنده بودند كه از پرورش دام، امرار معاش مي‌كردند. اغلب اين اقوام به علت سختي زندگي در صحراي سوزان داخلي به سمت كناره‌هاي دريا و امرار معاش از طريق تجارت دريايي كشيده شدند و مراكز تجاري و بندرگاه‌هاي مهمي چون بحرين، يمن، عدن و مسقط در همين ايام رونق گرفت.
در تمام دوران حكومت هخامنشيان و حكومت‌هاي بعدي سلوكيان، اشكانيان و ساسانيان اغلب بنادر شمالي و جنوبي درياي پارس و جزاير آن تحت اقتدار و فرمانروايي ايرانيان بود. در زمان اشكانيان، به ويژه در روزگار سلطنت مهرداد اول (138 ـ 171 ق م)، بنادر و جزاير درياي پارس، تحت حكومت اين سلسله قرار داشت. عرب‌ها همگي در حجاز و باديه و مكه و يمن زندگي مي‌كردند و كساني كه در حجاز و باديه‌ها بودند، دچار تنگدستي و قحطي شدند و از بيم اشكانيان نتوانستند به عراق بيايند؛ بنابراين، از حجاز به بحرين رفتند كه جزو قلمرو ايران بوده است.
در دوره سلطنت سلسله ساسانيان جزاير و بنادر پارس، جزو قلمرو ايران و كوره (شهر) اردشير، حوزه استان پارس، جزو پادكسيان نيمروز بوده است.
در اين دوره كرانه‌‌هاي خليج فارس توسط ايرانيان تحكيم شد. مقارن با سلطنت اردشير بابكان (پاپكان)، حاكم بحرين (نسنترق) از حكومت مركزي ايران سرپيچي كرد، اما پس از يك سال محاصره، بحرين به تصرف ايران درآمد و شاه ايران، پسر خود، شاهپور را به فرمانروايي آنجا گمارد.
مقدسي در تاريخ «احس التقاسيم في معرفة الاقاليم» چنين مي‌نويسد: «دو بندر عمده جهان عدن و سحار است، بيشتر مردم عدن و جده پارسيان‌اند... در سحار يكديگر را به فارسي صدا مي‌كنند و به فارسي سخن مي‌گويند. سحار، پايتخت عمان است و آن دهليز چين و خزانه شرق و عراق است و بيشتر مردم آن پارسيان‌اند. همچنين جده شهري است بر دريا و مردم آن بازرگان‌اند، چون جده خزانه مكه است و بارانداز يمن و مصر است، بيشتر مردم آن پارسيان‌اند و آنها در كاخ‌هاي شگرف زندگي مي‌كنند».
احمد اقتداري در كتاب «خليج فارس» مي‌نويسد: «اردشير ساساني، نخستين شهرياري بود كه عرب‌ها را پس از آوارگي و پراكندگي و تحمل فشار سپاهان شبه‌جزيره عربستان (كه از آفريقا آمده بودند)، اجازه داد تا در كنار خليج فارس و درياي عمان به خط ساحلي نزديك شوند و پيش از اين، قرينه‌اي بر اين‌كه در ناحيه وسيع بحرين و عمان و مسقط از يك سو و سواحل دجله و فرات و سرزمين بين‌النهرين از سوي ديگر، قومي عرب‌نژاد زندگي كرده باشند درست نيست».
بنابراين آنچه از تاريخ اين دوره خليج فارس برمي‌آيد، اين است كه پس از پيدايش امپراتوري‌هاي بزرگ ايراني تا پيش از ظهور اسلام، درياي پارس و برخي از شهرهاي ساحلي از مراكز مهم سكونت و تجارت به شمار مي‌رفتند و درياي پارس در سامان‌دهي سكونت در اين شهرها، نقش تعيين‌كننده‌اي داشت و بالاخره اين‌كه تمام اين نقاط و مراكز مهم تجاري، تحت سلطه و اقتدار ايرانيان بوده يا به ديگر سخن، دامنه قلمرو امپراتوري ايراني، آب‌هاي خليج فارس را نيز در بر مي‌گرفته است.

جزیره‌های ایرانی خلیج فارس

جزایر مسکونی

جزایر غیرمسکونی

+ نوشته شده در ساعت توسط فرزند کوروش |

 
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی