|
کمپانی گوگل (Google earth) به عنوان یکی از بزرگترین شرکتهای اینترنتی جهان طی دو سال گذشته اقدام به سه بعدی کردن برخی بناهای مشهور جهان روی نقشه ماهوارهای کرده است. این شرکت در تازهترین اقدام خود، پیش از تهیه نسخه جدید این نرمافزار تصویر آرامگاه کوروش را سه بعدی کرد. به گزارش CHN، شرکت گوگل به عنوان یکی از بزرگترین شرکتهای اینترنتی جهان طی دو سال گذشته اقدام به سه بعدی کردن برخی بناهای مشهور جهان روی نقشه ماهوارهای Google earth کرده است. این شرکت در تازهترین اقدام خود، پیش از تهیه نسخه جدید این نرمافزار تصویر آرامگاه کوروش را سه بعدی کرد. به این ترتیب کاربران نرم افزار Google earth ته تنها روی نسخه قدیم این نرمافزار که روی نسخه جدید آن که اکنون به صورت Beta در اختیار کاربران انترنتی قرار گرفته است میتوانند مقبره کوروش را به صورت سه بعدی دیده و همانند تصاویر کوهها در این نرمافزار به دور آن چرخش کنند. پیش از این چندین بنای تاریخی و ساختمان مهم در جهان به صورت سه بعدی روی صفحه Google earth دیده میشد که از آن جمله میتوان به کعبه، اهرام مصر، ساختمان رادیو فرانسه، برج ایفل و بسیاری آثار دیگر اشاره کرد. مقبره کوروش در سال ۱۳۸۳ و با رای تمام شرکت کنندگان در اجلاس جهانی یونسکو به فهرست میراث جهانی پیوست. این اثر منحصر به فرد در دشت پاسارگاد واقع شده است و یکی از پربینندهترین آثار باستانی کشور محسوب میشود. کوروش ازجمله شخصیتهای مهم تاریخی کشور است که نام و جایگاههی جهانی دارد. منشور کوروش که امروز در موزه بریتانیا نگهداری میشود به عنوان منشور صلح جهانی شناخته شده است و از آن به عنوان نخستین بیانیه حقوق بشر یاد میشود. همچنین در نسخه جدید Google earth تعداد تصاویر ۳۶۰ درجه از آثار تاریخی کشور بیشتر شده است که از آن جمله میتوان به تصاویر ۳۶۰ درجه میدان آزادی و بخشهای مختلف تخت جمشید، و برخی کوههای کشور اشاره کرد. |
گفته اند که برآورندگان سه بوخت اهوراییِ اندیشه نیک، گفتار نیک وکردار نیک به ترتیب اشوزرتشت ، فردوسی توسی وکوروش بزرگ بوده اند. اشوزرتشت شهرهء پردازش و سامان بخشی به اندیشه و خرد و برپادارندهء اندیشه نیک است. استاد بزرگ، حکیم بی مانند، فردوسی توسی را از سرامدان گفتار نیک شناخته اند و کوروش بزرگ را به برپایی و برآوردگاری کردار نیک سردمدار دانسته اند.
آری کردار نیک آن هم برای پادشاهی نیرومند و سرافراز چون کوروش که بنابر منشورش شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشهء جهان بوده. اجرای کردار نیک برای چنین قدرت بی مانند آن دوران شایان توجه و ریزبینی است. زیرا که در آن دوره شاهان را کردار نیک نبود در الواح شاهان آشور خوانده ایم که چون به شهری وارد می شدند و آنرا می گشودند(فتح میکردند) حتی بر حیوانات آن شهر رحم نمی کردند، چه رسد به انسان ها، تا به جایی در وحشی گری پیش می رفتند که شهر را نیز کامل ویران کرده خاکش را به توبره می کشیدند.
آشور نصیر پال پادشاه آشور(884 پ.م ) در کتیبه خود نوشته است: "به فرمان آشور و ایشتار خدایان بزرگ و حامیان من، ششصد نفر از لشکر دشمن را بدون ملاحظه سر بریدم و سه هزار نفر از اسیران آنان را زنده زنده در آتش سوزاندم. حاکم شهر را به دست خودم زنده پوست کندم و پوستش را به دیوار شهر آویختم بسیاری را درآتش کباب کردم و دست و گوش و بینی زیادی را بریدم هزاران چشم از کاسه و هزاران زبان از دهان بیرون کشیدم و سرهای بریده را از درختان شهر آویختم."
در کتیبه آشور بانیپال (645 پ. م) پس از فتح شوش آمده : "من شوش شهر بزرگ و مقدس را به خواست آشور و ایشتار فتح کردم. معابد عیلام را با خاک یکسان کردم. سرزمین شوش را تبدیل به یک ویرانه کردم. ندای انسانی و فریادهای شادی به دست من از آنجا رخت بربست. خاک آنجا را را به توبره کشیدم و به ماران و عقربان اجازه دادم آنجا را اشغال کنند."
در کتیبه نبوکد پادشاه بابل(565 پ.م) آمده است :" فرمان دادم که صد هزار چشم درآوردند و صد هزار ساق پارا بشکنند. هزاران دختر و پسر جوان را در آتش سوزاندم و خانه ها را چنان ویران کردم که دیگر بانگ زنده ای از آنجا بر نخیزد."
کوروش، بابل یکی از قدرتمند ترین و باسابقه ترین پادشاهی های آن زمان را شکست می دهد و بدون خونریزی و چپاول ودست اندازی با کمال احترام به شاه کشورِ مغلوب و مردمان شهر، وارد بابل می شود(538 پ.م) و به پاس این پیروزی منشور تاریخی خود را اعلام می دارد و طی آن تلاش خود را برای برپاداری صلح و آرامش یادآور شده، رسالت خود را در براندازی برده داری و بدبختی مردمان و رعایت تسامح کامل دینی راگوشزد و در یک کلام آزادی را به مورد اجرا می گذارد. وارونهء پادشاهان مشهور زمانهء خود، او همه شهرهای ویران شده را از نو می سازد و نیایشگاههایشان را رونق می بخشد یهودیان دربند و اسیر نبونید شاه بابل را به زادگاهشان اورشلیم بازمی گرداند و در باز سازی معابدشان کمک می کند و چنان آن اسیران را مورد احترام قرار می دهد که کتب دینی یهودیان او را مسیح خدا و نجات دهنده می نامند و از او به بزرگی یاد می کنند.
ویژگی های اخلاقی او موجب می شود که مورخان و فلاسفه یونانی نیز او را به عنوان نمونه پادشاهی و سرمشق جهانشاهی بشمرند و حتی پدر خواندهء تاریخ هردوت از او به نیکی و تحسین یاد می کند و می نویسد که پارسیان او را پدر می نامند به سبب بزرگی، دلسوزی، بزرگمنشی و کردار برتر.
در این روزگار نیز به پاس کردار نیکش رونوشتی از منشور او را به عنوان کهن ترین فرمان شناخته شده برای آزادی ملت ها در سازمان ملل قرارداده اند.
کوروش بزرگ بسیار توانمند عمل کرد و درمدت حیاتش سه پادشاهی را برانداخت و ضمیمه جهانشاهی خویش نمود و او بود که اولین بار در جهان جهانشاهی را بنیان نهاد و واژه شاه شاهان را معنا بخشید بنا بر گفته دکتر عبدالحسین زرین کوب، مورخ و ادیب برجسته کشورمان احساس رسالت برای صلح و استقرار تسامح و عدالت در تمام عالم بر وی کشورگشایی را الزام نموده است. کوروش دوم (بزرگ)الگوی یک فرمانروایی نوین که بر اخلاق و عدالت و نجات استوار بود را به عالم عرضه کرد. وی تسامح را لازمه جهانشاهی می دانست و جهانشاهی را هم بدون سعی در توسعه، محکوم به رکود و زوال می دانست. او بنیاد فرمانروایی را بر رافت و محبت قرار داد. به همین سبب حتی دشمنانش هم از این نرمخویی او آگاه بودند و در جنگ با او مانند کسی که باید بکشد یا کشته شود نمی جنگیدند.
کوروش پسر کمبوجیه اول در سال 546 پیش از میلاد لیدیه را نیز تسخیر کرد و این پادشاهیِ زرین و ثروتمند را ضمیمه کشورخود کرد ولی با پادشاه آن کرزوس کمال مهربانی را داشت. او این مهربانی را بر پدر بزرگ خود آستیاگ که در دوران او پادشاهی ماد به افول و سستی گرا ئیده بود نیز دریغ نکرد و به نوعی با جابجایی پادشاهی از خاندان مادری به خاندان پدری آنرا رونقی به سزا بخشید و سردمداری مادها را به طریقی دیگرتا سالیان بعد (گواه آنکه درنگاره های تخت جمشید بزرگان مادی در کنار بزرگان پارسی و دوشادوش هم جاودانه تصویرگشته اند) پایندگی داد او کشور ایران را از رود سند تا دریای مدیترانه و سیردریا و قفقاز تا اقیانوس هند گسترش داد و در مدتی نزدیک به سی سال (559 تا 529 پیش از میلاد) آزادی و آسایش و رفاه را به ملتهای تحت پادشاهی هدیه داد.
این رادمرد تاریخ در سلسله کشور گشایی هایش که بر مبنای توسعه آزادی، تسامح دینی و صلح پایدار بود در جنگ با قبایل بیابانگرد ماساژت در شمال شرقی ایران زخمی شد و بر اثر این زخم کاری جان را به جان آفرین سپرد ولی یاد و خاطره این بزرگمرد جهانی تا ابد پایدار و کردار نیک او در اوج قدرت و جهانداری زبانزد همگان خواهد ماند.

هنوز درباره ابر مرد تاریخ ایران و جهان، پدر ملتها، مسیح تورات و ذوالقرنین قرآن، سخنان نهفته، بسیار می باشد. در اینجا فهرست وار به نکته هایی اشاره می کنم که چندان به بررسی کشیده نشده است:

1. یکی از بهترین آگاهی ها درباره آیین و جهانبینی کوروش بزرگ، پیکره ایشان در پارسه میباشد. در سده های پیش بر فراز تندیس، به خط میخی نام کوروش را نگاشته بودند که اینک در دسترس نیست و از پیکره، کنده شده است. این آگاهی را وامدار کسانی چون "مادام دیولافوا" هستیم که در سفر خود به ایران، تندیس شاهنشاه هخامنشی را نقاشی کرد. برخی از نویسندگان بدون توجه به این نکته، تندیس یاد شده را "فرشته بالدار!!" میخوانند.
مایه نگرانی و افسوس است که نگاره هایی از کوروش بزرگ رواج یافته است که بر سر ایشان، کلاهی مانند کلاهخود موتورسواران نهاده اند و یک ستاره که مانند آرم و نماد آمریکاست، در بغل این کلاه ساختگی، خود نمایی می کند.
نگاره جعلی کوروش بزرگ
اُفسر (تاج) کوروش هخامنشی بر گرفته از آیینی مغانه میباشد که در مصر نیز راه یافته بود و نمونه ای از آن به جای مانده است. (بنگرید به کتاب: سکندر و دارا). گیسوان شقیقه را بلند می کردند و پس از بافتن، به گونه ای در پشت گوش می پیچاندند که به سان شاخ قوچ میشد. آن ستاره ای که شما می بینید در واقع موهای بافته شده بود! این رسم مغانه را امروزه در میان خاخامهای یهودی میتوان دید که موهای شقیقه را میبافند و البته نمی پیچند.
2. در دست راست شاهنشاه چوبدست شاهی (اشترای جمشید) به چشم می خورد که امروزه محو شده است. همانند آن در نگاره های زرتشت و شاید هم برسُم (شاخه مقدس) بوده است.
3. بر فراز اُفسر شاه، سه گوی را نهاده بودند. تاکنون کسی به چیستی این گوی ها پی نبرده است. من گمان می کنم که اینها مروارید هستند؛ یکی از نمادهای آیین مهر که در نوشتارهای رمزآمیز عیسوی نیز یاد شده است. در سروده ای به زبان سریانی خطاب به عیسا، او را به مروارید همانند کرده و گفته است: بزرگ است شکوه تو؛ در آن تاجی که تو را نشانده اند، همانند نداری.
در "تاق بستان" نیز فرشته ای دارای دیهیم مروارید نشان بوده و فرشته دیگر، پیاله ای پر از مروارید دارد. (بنگرید به: جستار درباره مهر و ناهید/ محمد مقدم). نگاره ای از یک شاهین هخامنشی نیز سه مروارید (یکی روی سر و دوتای دیگر در چنگالها) را نشان میدهد. آیا این عقاب همان لقب کوروش بزرگ در تورات، یعنی "شاهین شرق" میباشد؟
4. مروارید ها بر روی گل نیلوفر جای دارند که این گیاه نیز از ارجمندترین نمادهای میتراییسم به شمار میرود. در تندیسکی از آلمان میبینیم که ایزد میترا از میان نیلوفر زاده میشود. در جشن مهرگان، موبدموبدان در خوانچه ای که نزد شاه می برد، گل نیلوفر می نهاد.
5. زیر سازه افسر شاهنشاه کوروش، شاخ های قوچ است که هر کدام مخالف دیگری کشیده شده و همسو نیستند. در انجیل، قوچ نشانه خدایی، و بز نشانه اهریمنی است. در تورات (پیشگوییهای دانیال) پادشاهی کوروش به گونه قوچ، و آلکساندر مقدونی گجستک به چهره بز نمود شده اند. در بنایی ویران، نزدیک به آرامگاه کوروش بزرگ، که آن را آتشکده میدانند، روی برخی سنگها نقش شاخ قوچ دیده میشود.
6. چهار بالی که پیکر کوروش را پوشانده، نشانه سروری بر چهار گوشه جهان میباشد و نیز سخن از آن دارد که خدایگان کوروش هخامنشی به درجه ایزدان رسیده است. در تورات (کتاب اشعیای نبی) می خوانیم که خداوند کوروش را مسیح کرده و روح ایزدی در اوست. کوروش پرتو و فروغی برای انسانهاست و خدا او را بسیار دوست دارد. یادآور میگردم که نام کوروش همریشه با "خور" به معنای روشنی بخش است.
7. پایه آرامگاه کوروش بسان زیگورات، و آن تابوت بزرگ سنگی با تاق شیب دارش، نمایه ای از مهرازی (معماری) ناهید پرستی است. آناهیتا و میترا از ایزدانی بوده اند که در کنار اهورامزدا در سنگنبشته های هخامنشی، یاد گردیده اند. آرامگاه دارای هفت (عدد مقدس و نشانه هفت ایزد – سیاره) پله میباشد.